أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

20

قانون ( فارسى )

5 - همراه مدفوع مادهء مرارى مىآيد . 6 - از گرسنگى زجر مىكشد و درد قولنج زياد است . 7 - از سردمزاجهاى معتدل مىآسايد . 8 - اگر ماده چسبيده و آب كشيده نباشد ، مادهء مرارى را به بيرون پرت مىكند . 9 - برانگيختگى و هيجان متناوب رخ دهد نه هميشگى . 10 - ممكن است تب همراه داشته باشد ، امّا نه به آن شدت كه در تب ورمى رخ مىدهد و نه به شدت روىآورهاى تب ورمى و حتى شايد تب همراه نداشته باشد . 11 - ممكن است بيمار احساس نوعى درد در زهار مانند درد خليدن نك كارد كند . 12 - همراه اين حالت از قولنج باد شكم وجود ندارد . اگر قولنج از اثر ناتوانى نيروى دفع‌كننده در روده باشد ، نشانيهايش چنين است : 1 - قبل از شروع درد قولنج شكم بيمار نرم و روان بوده . 2 - بيمار زياد به قضاى حاجت مىرود و هر باره كمى مدفوع بيرون مىدهد . 3 - سببهاى پيش درآمد اين قولنج ، سرما يا گرماى مداوم يا از اثر داروى تناولى كه نيرو را خسته گرداند ، مىباشند . 4 - اكثرا در چنين حالتى از قولنج شكم بيمار نرم است يا در روانى و قبوضيت ميانگين است و اندازهء مدفوع و چگونگى مدفوع روبراه و طبيعى است ؛ ليكن از آنجا كه نيروى دفع‌كنندهء روده ناتوان شده است ، در بيرون دادن مدفوع نياز به ابزار مدفوع بيرون‌آور يا داروى برداشتنى ( شياف ) دارد . 5 - ممكن است اين حالت ناتوان نيروى دفع‌كننده در روده از اثر ناسور باشد . اگر قولنج از اثر ناتوانى حس روده باشد ، نشانيش چنين است : 1 - خوراك بيمار بيشتر چيزهايى بوده كه اگر مدفوع شوند و به سوى خارج - از پايين آيند گزش ايجاد مىكنند و از آنجا كه روده احساس را از دست داده است ، بيمار به قضاى حاجت نمىرود . اين نوع خوراكها مانند : تره ، پياز ، پنير و شنبليله است . 2 - اگر شياف برداشتنى تندمايه هم باشد بيمار احساس تندى نمىكند و ككش هم نمىگزد . 3 - اگر در حالى شياف برداشت كه شكم از خوراكيهاى بادزا باد كرده باشد ، خوراك در شكم حبس مىشود . 4 - درد چندانى ندارد كه به حساب آيد . 5 - ممكن است اين حس از دست دادن روده باز از اثر ناسور باشد . اما اگر سبب به وجود آمدن قولنج كرم شكم است ، نشانى آن همان كرمها هستند كه قبل از درد قولنج از شكم بيمار بيرون آمده و با مدفوع ديده شده‌اند .